الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)

35

سر الإسراء في شرح حديث المعراج (فارسى)

نزديك است ، نفس خود را به حساب نمىكشند در دين ، كوتاه‌فهم و كم انديشند . پرگو هستند و از خدا و آخرت ترس كمى دارند و با ديدن و خوردن خوراكيها بسيار شادمانى مىكنند . اهل دنيا در نعمت و آسايش ناسپاس و در بلا و مصيبت ، بى طاقتند ، كارهاى خوب و زياد مردم نزد آنان بىارزش و اندك است ، به واسطهء آن‌چه نكرده‌اند خود را مىستايند و ادعاى بيش از حد و انتظار مدح و ستايشى دارند كه شايسته‌اش نيستند و همواره به برشمردن و يادآورى عيبهاى مردم مشغولند . [ فصل 14 ] اى احمد ! عيبهاى اهل دنيا و دنيازدگان بسيار است . نادانى و نفهمى وجودشان را فراگرفته و در برابر طالبان علم و حكمت ، فروتنى و احترامى ندارند . خود را عاقل مىپندارند در حالى كه در نظر عارفان ، احمقانى بيش نيستند . [ فصل 15 ] اى احمد ! اهل آخرت نرم‌دلانى هستند با حياى بسيار ، نافهمىشان اندك و سودشان سرشار است . حيله‌گرى و فريبكارىشان ناچيز است . مردم از ناحيه ايشان آسوده‌اند و خود از ناحيه مردم در رنج و زحمتند . سخنشان نيكو و سنجيده است . نفس خويش را به محاسبه مىكشند و آن را در رنج و سختى مىافكنند . چشمانشان را خواب فرا مىگيرد امّا دل‌هايشان هرگز به خواب نرود . با چشمانى اشكبار ياد خدا را در دل زنده مىدارند ، آن‌گاه كه نام مردم در زمرهء بى خبران نوشته شود نام اينان در دفتر ذاكران و هشياران ثبت مىشود . در آغاز نعمت ، خدا را مىستايند و در پايانش سپاسگزار او هستند . دعا و درخواستشان در پيشگاه خدا بلند و مستجاب و سخنشان پذيرفته است . فرشتگان از ايشان خوشنودند ، دعا و زمزمه‌شان قبل از درنورديدن حجابها و رسيدن به استجابت ، زير حجابهاى نورى در حركت است و خداوند شنيدن سخنشان را دوست دارد ، آن‌گونه كه مادر فرزندش را . هيچ چيز - حتى به قدر چشم بر هم زدنى - ايشان را از خدا غافل نكرده و هرگز قصد زياده‌خورى و زياده‌گويى و زياده‌خواهى در پوشش و لباس ندارند . مردم در نظر